منظورهاي موردنظر بهبار آورد. همچنانكه جنگ علي رغم ناشايستي نهايي آن بهطور غيرمستقيم منشأ پيشرفت بوده، بههمان ترتيب هم دغلبازي و نيرنگ ممكن است به طور ضمني به كشفهاي گرانبهايي منجر شود. از اينرو مورخ علم بايد بسيار بردبار و بلندنظر باشد و به نوبهٴ خود آماده باشد تا به مقاصد افراد با حسنظن بنگرد يا در صورت لزوم يكسره آنها را ناديده انگارد.
مهمترين نويسندهٴ آثار كيمياگري در اين عصر، ابوالقاسم محمد عراقي بود كه در نيمهٴ دوم سدهٴ سيزدهم، برآمد و در عين حال هم اهل تجربه و هم صاحبنظر بود. او كيمياگري افراطي بود و نوشتههايش رشد كامل آيين كيمياگري عربي را نشان ميدهد، يعني افزودههاي بعدي را كه اگر هم داراي ارزش ضمني باشد اين ارزش ناچيز است، و اهميت ظاهري آنها درخور چشمپوشي است، چون در افكار باختري تأثيري نداشته و بنابراين سرانجام بهجريان اصلي آموزش شيميايي نپيوسته است. بدين سبب، كتاب ابوالقاسم در باختر ناشناس ماند، جز اين كه عمدهٴ مطالب آن بازگويي سنت يوناني -- عربي بود كه آن نيز از مجاري ديگري به نويسندگان لاتيني رسيد.
ب) عرضهٴ كيمياگري عربي در قلمرو لاتيني. دو رسالهٴ لاتيني كه نام آرتفيوس را دارد احتمالاً از عربي ترجمه شده است، ولي هنوز نه تاريخ دقيق آنها را ميتوانيم تعيين كنيم و نه اصل عربي آنها را ميشناسيم. قديميترين ترجمهٴ لاتيني تاريخدار كتاب تركيب كيمياست1 كه رابرت چستري در 1144، تدوين كرده است. لوح زمرد معروف را مقارن همان ايام، هوگ سانتالايي ترجمه كرد، و اندكي بعد ترجمهاي از رسالهٴ زاج و املاح رازي بهوسيله ژرار كرمونائي تهيه شد.
لوح زمرد بههمان اندازه كه رواج يافت. براي شيميدان بيفايده بود ولي رسالهٴ رازي كار بسيار گرانبهايي در جهت صحيح بود، مسلماً رسالهاي دربارهٴ شيمي كاربردي مبتني بر تجارب اصيل بود كه روش تهيهٴ بسياري از مواد را نشان ميداد. در مورد اهميت رسالهٴ رازي و نفوذش در آثار لاتيني، از قبيل نوشتههاي ونسان دوبووه و بيكن نبايد چندان مبالغه كرد.
ترجمهٴ بعدي، بخش مربوط به كيميا از كتاب شفاي ابنسينا بود كه آلفرد سارِشلي مقارن پايان سدهٴ دوازدهم، انجام داد. اين ترجمه در نويسندگان لاتيني تأثير عميق و سودمندي داشت و به آنان كمك كرد تا در برابر خودبيني يا دغلبازي شيميدانان روح نقادي داشته باشند.
برخي از رسالههاي منسوب به نويسندگان لاتيني احتمالاً ترجمه بود، يا اصالت بسيار كمي داشت: تعيين مرزي ميان آثار اصيل و نوشتههاي ديگر اغلب بسيار دشوار است. هماكنون، باز به اين رسالهها خواهيم پرداخت.
بههرصورت سال 1144، را بايد سال معرفي كيمياگري عربي در اروپاي باختري دانست.